العلامة المجلسي
913
حياة القلوب ( فارسي )
بينداز وبر عمر أو اضافه فرما . پس حق تعالى چنين كرد ، چنانكه حق تعالى در قرآن مجيد مىفرمايد كه : « محو مىكند خدا آنچه را مىخواهد واثبات مىنمايد آنچه را مىخواهد ونزد اوست امّ الكتاب » « 1 » يعنى : كتابي كه مادر همهء كتابها است وكتابهاى ديگر از روى آن نوشته مىشود . پس چون مدت عمر آدم عليه السّلام منتهى شد ، ملك الموت نازل شد كه قبض روحش بكند ، پس آدم عليه السّلام گفت : اى ملك الموت ! سى سال از عمر من مانده است . ملك الموت گفت : آن سى سال را از عمر خود كم كردى وبر عمر داود عليه السّلام افزودى در وادى « روحا » در هنگامى كه حق تعالى نامهاى پيغمبران ذرّيّت تو را بر تو عرض مىكرد . آدم عليه السّلام گفت : اى ملك الموت ! به خاطرم نمىآيد . ملك الموت گفت : اى آدم ! آيا تو خود سؤال نكردى كه حق تعالى براي داود بنويسد واز عمر تو محو نمايد ؟ پس حق تعالى براي داود در زبور ثبت كرد واز عمر تو در ذكر محو فرمود . آدم عليه السّلام فرمود كه : اگر نوشتهاى در اين باب هست حاضر نما تا من بدانم ؛ ودر واقع از خاطر آدم عليه السّلام محو شده بود . پس از آن روز حق تعالى امر فرمود بندگان خود را كه در قرضها ومعاملات خود قباله ونامه بنويسند تا از خاطرشان محو نشود وانكار نكنند « 2 » . ودر روايت ديگر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : پنجاه سال اضافه بر عمر داود عليه السّلام نمود ، چون انكار كرد جبرئيل وميكائيل فرود آمدند وگواهى دادند نزد أو ، پس راضى شد وملك الموت قبض روح آن حضرت نمود « 3 » . در روايت ديگر چنان است كه : عمر داود چهل سال بود وآدم عليه السّلام شصت سال بر آن
--> ( 1 ) . سورهء رعد : 39 . ( 2 ) . تفسير عياشى 2 / 218 . ( 3 ) . كافى 7 / 379 .